ETERNAL IRAN..... جاويد ايران
اين کلبه متعلق به همه ايرانيان است فارغ از دين , زبان مادری و يا گويشهای زيبای محليشان ---THIS IS ABOUT IRAN WHERE BELONGES TO ALL IRANIAN WITH THE VARIOUS DIALECTS...
---
Thursday, January 06, 2005
کورش بزرگ( 580- 529 پيش از ميلاد) نخستين پادشاه هخامنشی بود که امپراطوريش را با پيوند دادن دو قوم در ايران به نامهای ماد و پارس بنياد نهاد. او بزرگترين امپراطوری آن روزگار را برپا کرد به همين سبب او با نام پيروز يا فاتح بزرگ نيز شناخته ميشود. بيشترين يادآوری او در طول تاريخ به دليل شکيبايی و رفتار سخاوتمندانه بی سابقه اش در برابر کسانی که از او شکست خورده بودند ميباشد. او پادشاهی درستکار رهبری بزرگ بخشنده و نيکخواه بود. يونانيان که کوروش بزرگ بر آنان پيروز گشته بوداو را قانونگذار و يهوديان او را فرستاده خداوند ميناميدند. پس از پيروزی بر مادها او يک دولت تازه برای پادشاهی تازه خود تاسيس کرد که آميخته ای از نجيب زادگان پارسی و ماد به عنوان صاحب منصبان و عالي رتبگان غيرنظامی در نوک هرم امپراطوری بود. پس از چيرگی بر آسيای صغير او ارتش ايران را به سمت مرزهای خاوری رهنمون و بر سرزمينهای زير نيز چيره گشت:
Hyrcania, Parthia, Drangiana, Arachosia, Margiana and Bactria
پس از گذشت از اکسوز و رسيدن به جاکسارتز او شهرهای نظامی خود رابا هدف دفاع از مرزهای امپراطوری ايران در برابر يورش قبيله های چادرنشين آسيای مرکزی برپا کرد.
پس ازپيروزيهای بزرگ در خاور او به سوی باختر شتافت و ندای حمله به بابل و مصر را سرداد. در زمان ورود به بابل او مورد تشويق و هلهله يهوديان به اسارت گرفته شده در بابل قرار گرفت که به او به عنوان يک آزاد کننده خوشامد ميگفتندو کوروش نير در سال 539 پ.م اجازه ترک بابل و بازگشت آنان که بيش از 40 هزار نفر بودند را به فلسطين صادر کرد
او در بابل شکيبايی و احترام بی نظيری را در برابر ديگر اديان و انديشه ها و سنتهای فرهنگی نژادهای ديگر از خود نشان داد که اين روش سبب احترام متقابل و بيعت همه مردمی که در امپراطوری او بودند شد
پيروزی بر بابل چهره سياست و روش او را که همانا مصالحه و آشتی جويی بود نمايان ساخت. او هيچگاه خود را فاتح و غلبه کننده نخواند و خود را يک آزادی بخش و جانشين راستين تاج پادشاهی خواند. او همچنين نخستين منشور حقوق بشر را به نوع بشر هديه کرد
او لقب پادشاه بابل يا پادشاه کشور را برای خود برگريد. او هرگز انديشه برقراری اجبارانه يک الگوی فردی را در سر راه نداد و موسسات و ساختار کشورهايی را که او آزاد ميساخت را به هيچ وجه تغيير نداد
آزادی يهوديان گام بزرگی بود در نشان دادن انديشه آشتی جويانه او در برابر انسانها . اين انديشه آوای نوينی بود در به پايان رساندن درد و خواری بندگی و قربانی گرفتن و آتش زدن و تاراج شهرها . اين آغازی بود بر آزادسازی نسل بشر از يوغ برده داری
پيش از درگذشتش او پايتخت تازه اش را در شهر پاسارگاد در فارس بنياد نهاد. او ساتراپ ها يا استاندارانی را برگزيد که نمايندگان او در هر استان بودند و مسووليت کارهای اداری و قانونگذاری و امور فرهنگی را به خود آنان واگذار کرد
بر طبق گفته گزنفون تاريخ نويس يونانی او را به عنوان نخستين بنيانگذار سيستم پست هخامنشی ميشناختند. و سرانجام انديشه و مکتب او توسط شاهنشاهان آينده هخامنشی نيز پذيرفته شد


Political..... Œ
0 Comments:
Post a Comment
<< Home