---

Wednesday, March 02, 2005

من همان آوازه خوان مردم پاکم هنوز
گرچه مشهور جهان خوانی مرا خاکم هنوز
قصه ها دارم از آن شبهای شيرين شما
قصه ها از ظلمت روزهای غمگين شما
قصه صدها رفيق بی ريای ميکده
گاه آغوش و گهی از پا فتاده ميکده
اين منم تنها رفيق آشنا هر زمان
هر که بودم هر چه هستم با تو هستم بی گمان
همنشين باوفای من تويی غمگسار اين نوای من تويی
يادگار خاطرات خوب من آشنای اين صدای من تويی
گريه کردی گريه ات را من به آهنگی سرودم
خنده کردی شاد خواندم با تمامی وجودم
هرچه کردی از محبت هر چه کردی از برايم
همچو گل بر سر نهادم قدر دانستم ستودم
همنشين باوفای من تويي غمگسار اين نوای من تويی
يادگار خاطرات خوب من آشنای اين صدای من تويی

0 Comments:

Post a Comment

<< Home

online