سهروردي فيلسوفي ايراني با تفكري ايراني
سهروردي فيلسوفي است كه فلسفه خسرواني و باستاني ايراني كه مبتني بر نور بود را با فلسفه اسلامي آميخت و فلسفه ايراني،اسلامي را پايه گزاري كرد.اين امر باعت مخالفت هاي زيادي عليه او شد،زيرا عده هاي او را طرفدار مجوس و دين ايرانيان باستان دانسته وحكم به ارتداد او دادند و سهروردي را در اوج جواني درسن سي وهفت سالگي به شهادت رساندند. اين در حالي است كه او جز اولين فيلسوفاني بود كه در فلسفه اش از آيات وروايات به شكل دقيق وظريف استفاده كرد.پيش از او ابو علي مسكويه هم از آيات وروايات در فلسفه اش استفاده كرده بود اما سهروردي اين كار را به صورت بنيادي پايه گذاشت، به طوري كه بعدها ميرداماد وملاصدرا از نگرش قرآني او در فلسفه خود استفاده كردند.
دكتر رضا داوري اردكاني در بعداظهر روز افتتاحيه همايش عرفان،اسلام،ايران وانسان معاصر كه زير نظر انجمن حكمت وفلسفه در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برگزار شد،درباره نقش سهروردي در تفكر معاصر سخنراني كرد و گفت:يكي از ويژگي هاي فلسفه اين است كه فيلسوف سخني مي گويد كه هر كسي برداشت خود را از موضوع دارد.براي مثال،ميشل فوكو گفته است"انسان اختراع جديد است و در قرن 18 به وجود آمده است ": عده اي با اين سخن فوكو مخالفت كردند وگفتند انسان حلقه دو سر هستي است .انسان مظهر اسما است وآخرين حلقه آفرينش.چه طور انسان تازه به وجود آمده است.آيا اين به آن معناست كه انسان پيش از اين وجود نداشته است ودر قرن 18 به وجود آمده است؟
دكتر داوري اردكاني افزود:جوابي كه ميتوان به مخالفان فوكو داد اين است كه پيش از قرن 18 ويژگي و استعدادهاي انسان پوشيده بود. انسان پيش از قرن 18انسان موجودي بود ميان زمين و آسمان. او هنوز فرصت بروز استعدادهاي خود را پيدا نكرده بود.اما از قرن 18 به بعد انسان بر زمين ايستاد و بر حيوانات وموجودات حاكم شد.علم و آموختن آن را فرا گرفت و هر روز دريچه هاي جديد را روي خود باز مي كرد.اين ويژگي بشر است كه بر طبيعت وعالم تصرف پيدا كند.پس منظور فوكو اين است كه از اين زمان به بعد انسان وارد مرحله جديدي در زندگي اش مي شود و سعي مي كند كه در تمام امور تفكر كند.
وي ادامه داد: از نظر هيچ يك از متفكران قديم بشر اين بشر امروزي با چنين ويژگي هائي نبوده است.هيچ يك از متفكران گمان نمي كردند روزي انسان به چنين علم گسرده اي دست پيدا كند.عده اي از اين سخن چنين برداشت كردند كه چون سهروردي انسان امروزي را نمي شناخته وشرايط زماني را درك نكرده است پس ما بايد تفكر سهروردي را كنار بگذاريم زيرا تفكر سهروردي مربوط به زمان خود اوست يا اينكه بايد سهروردي را به جنگ با مدرنيسم ببريم.
به گفته وي ،اگر بخواهيم پيوند و وابستگي فكر سهروردي را با زمان حال بررسي كنيم زمان زيادي لازم است.همين اكتفا مي كند كه بگوئيم اگر امروز انسان ايراني مي خواهد فكر فلسفي توليد كند يا حتي فلسفي فكر كند بايد آثار سهروردي را بشناسدو حداقل يك بار آنها را خوانده باشد. اگر بخواهيم آموزه هاي فلسفه سهروردي را كنار بگذاريم همين بس كه او جز’ معدود دانشمندان زمان خود بود كه براي تاليف كتابهايش از زبان فارسي استفاده كرد و كتابهايش را به زبان فارسي نوشت.او توانست زبان فلسفه را بازبان فارسي بيان كند هر كسي به زبان مادري خود فكر مي كند وفيلسوف هم بايد به زبان فلسفه تفكر كند.سهروردي به ايرانيان آموخت كه مي توان بدون در نظر گرفتن فلاسفه يوناني با زبان فلسفه فارسي،فلسفه را بياموزند
دكتر داوري اردكاني chn.ir
0 Comments:
Post a Comment
<< Home